اشك شفق
سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام

ما آمدیم تا كه تو مهمانمان كنی
با درد آمدیم كه درمانمان كنی

ما با نسیم عشق به سوی تو آمدیم
تا در مسیر عشق چو طوفانمان كنی

سر می دهیم نغمه ی شادی میان راه
 روزی اگر كه بی سر و سامانمان كنی

ما را هوای كوی تو ای دوست در سر است
تا خیس از طراوت بارانمان كنی

هر كس كه شد خراب تو آباد می شود
ما آمدیم تا كه تو ویرانمان كنی

هركس گدای كوی تو شد پادشاه شد
هستیم ما گدا كه تو سلطانمان كنی

با گریه آمدیم به امید آن كه تو
غم را ز دل زدایی و خندانمان كنی

مست از می تو هر كه شود مست واقعی است
ما آمدیم مهتر مستانمان كنی

چون قلب ما تهی است ز ایمان و معرفت
با یك نگاه مملو ایمانمان كنی

روی جبین ماست اگر مهر بندگی
باید به دست خویش مسلمانمان كنی

مردم شدن چه ساده و انسان شدن چه سخت
ما آمدیم تا كه تو انسانمان كنی  



نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیدی یابن الحسن(عج) مولا گرفتار توایم
تا نفس باقی است آقا جان بدهكار توایم

ای كه هستی ذكر تسبیح تمام شیعیان
 از سر شوق و ارادت ما هوادار توایم

یوسف مصر وجودی و دل از ما برده ای
 تو بیا بیرون ز چاه آقا خریدار توایم

سیدی یابن الحسن(عج) با آن كه مدیون توایم
من نمی دانم چرا پس ما طلبكار توایم

 جای آن كه زینت آل علی(ع) باشیم ما
با گناه و معصیت ها مایه ی عار توایم

جای آن كه باری از دوش تو برداریم ما
ما وبال تو شدیم و جمله سربار توایم

جای آن كه مرهمی باشیم بر درد شما
سیدی یابن الحسن(عج) مشغول آزار توایم

الگوی رفتار ما، كردار نیكوی تو نیست
ما فقط دلدادگان ماه رخسار توایم

زینت گلزار آل الله یابن الفاطمه(س)
ما برای چیدن گلها به گلزار توایم

دم زدن از تو اگر نفعی برای ما نداشت
با دلیل و منطق خود فكر انكار توایم

سیدی هستی تو یك آئینه ی ایزد نما
ما مسلمانان ولی مانند زنگار توایم

در ظهور خود مكن تعجیل یابن العسكری(عج)
ما چگونه با چنین وصفی سزاورا توایم



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چشمه چشمه ز چشمه ی چشمم، چشمه و چشمه سار می ریزد
اشك از چشمه سار چشمانم مثل ابر بهار می ریزد

خون دل از دو چشم من جاری، دامن از اشك چشم چون دریا
این همه اشك چشم و خونابه در فراق نگار می ریزد

سوختم مثل شمع و آب شدم،ای عجب پس چرا كباب شدم
مثل اشك كباب از چشمم، اشك بی اختیار می ریزد

باغ و گلزار بی رخش گلخن، زندگی هم بدون او مردن
باغبانا ببین كه از چشمم، اشك بر جویبار می ریزد

همه ی هستی ام به قربانش، همه عالم فدای چشمانش
ذوالفقارعلی(ع) به دستانش، عشق از ذوالفقار می ریزد

نه فقط من به او سپردم دل، به در خانه اش شدم سائل
همه دل ها به سوی اومایل، دم به دم جان نثار می ریزد

ماه پنهان كه برده دل از ما،هست بر آیه های حق معنا
باغ و بستان حسد برد بر او، لاله ها شرمسار می ریزد

سوختم از غم فراق رخش، راه ما روشن از چراغ رخش
گرد شمع رخ ندیده ی او، شیعه پروانه وار می ریزد

بی رخش راحت و قراری نیست، بر خزان بشر بهاری نیست
بر سری سرو سایه داری نیست، اشك ها بیقرار می ریزد

روز و شبها صدا زدیم او را، ما به هرجا صدا زدیم او را
گر نیاید امید محرومان، آبرو بی شمار می ریزد



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پاسدار ولایتی بانو
پای تا سر عبادتی بانو

در عزای تو ای ملیكه ی قم
خون بریزد ز دیده ی مردم

دختری هستی از قبیله ی نور
مظهر عفت و كمال و شعور

پس چرا آه خسته ای داری
ز چه از دیده اشك می باری

عبد چشمان تو ملائكه اند
سرو بستان تو ملائكه اند

قاب قوسین طاق ابرویت
مرغ دل طایر سر كویت

آسمان فرش راه تو بانو
شیعیان در پناه تو بانو

پر جبریل بال پروازت
عالمی گشته مات اعجازت

حرم تو بهشت رضوان است
چشم های تو شرح قران است

بانوی جود و فضل و احسانی
معنی آیه های قرانی

كشتی وحی را تویی لنگر
مادر توست دخت پیغمبر(ص)

در خراسان رضا(ع) برادر توست
قلب هر شیعه ای مسخّر توست

یاد تو میهمان نورم كرد
راهی جنت و قصورم كرد

رفتی و روز شیعیان شد تار
چشمشان در عزای تو خونبار

موج حزن و عزا شده جاری
شیعه در حال گریه و زاری

اشك قم بر زمین عزا ریزد
خون دل را ز دیده ها ریزد

كوچه پس كوچه ها سیه پوشند
كوچه هایی كه سرد و خاموشند

تا كریمه به تن كفن پوشید
یاكریمی سیه به تن پوشید

زائران دست غم به سر دارند
همه از درد و غصه می نالند

تو شفا و شفاعتی بانو
روح صدق و صداقتی بانو

حال تو نیست رو به راه ای وای
كار ما نیست غیر آه ای وای

تا كه در قم كریمه مدفون شد
چشم  هر شیعه چشمه ی خون شد



نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جشن ولادت حسن عسكری(ع) رسید
از لطف حق برای بشر گوهری رسید
بر كشتی نجات بشر لنگری رسید
ای شیعیان برای شما دلبری رسید

ما در نماز عشق به تو اقتدا كنیم
یعنی به پیش مقدم تو جان فدا كنیم

دنیا به یمن مقدم تو گلستان شده
شادی برای اهل جهان رایگان شده
لبریز عشق قلب همه شیعیان شده
نام تو نقل محفل اهل جهان شده

دلهای شیعیان همه لبریز نور توست
چشمان شیعیان همه فرش عبور توست

با افتخار كعبه كند استلام تو
با شوق و ذوق جمع ملائك غلام تو
مانند آیه آیه ی قران كلام تو
تسبیح اهل هر دو جهان است نام تو

از ما سلام محضر تو یابن فاطمه(س)
مستیم ما ز ساغر تو یابن فاطمه(س)

وقتی تو آمدی گل و گلزار زاده شد
گویا كه باز حیدر كرار(ع) زاده شد
 وقت پگاه و مطلع الانوار زاده شد
آری امید احمد مختار(ص) زاده شد

از شیر مادر است كه ما حیدری شدیم
 انگور خورده مست می عسكری شدیم

خورشید محو صورت نورانی تو شد
ذكر ملك حدیث سخندانی تو شد
ضرب المثل حكایت قرانی تو شد
جبریل محو حالت رحمانی تو شد

شكر خدا كه رهبری و مقتدای ما
ما شیعه ایم و حضرت تو رهنمای ما



نوع مطلب : امام حسن عسكری علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وقتی خدای ما خداوند رحیم است
در دل اگر حب ولایت از قدیم است
یا آن كه لب مشغول ذكر یا كریم است
وقتی كه دل با حضرت عبدالعظیم است

ما شادمان از مقدم عبدالعظیمیم
شاكر به درگاه خداوند رحیمیم

در هر نفس كار مسیحا می كند او
باغ ولایت را شكوفا می كند او
ری را پر از شور و تمنا می كند او
هر شیعه را غرق تولا می كند او

صحن و سرای او بهشت جاودان است
میعادگاه صبح و شام عاشقان است

تسبیح گوی حضرت پروردگار است
پرهیزگار و با خدا و رستگار است
ثابت قدم در راه حق و استوار است
او بر سر هر شیعه تاج افتخار است

ما خاك بوسان حریم پاك اوئیم
ما عاشقیم و جمله سینه چاك اوئیم

هم تاج سر هم بر سر ما سایبان شد
از یمن میلادش دل ما شادمان شد
مست از می نابش همه پیر و جوان شد
غم رفت و شور و شوق و شادی جاودان شد

او عهد با دلدار دارد تا قیامت
مانند مولایش حسن(ع) دارد كرامت

از مقدم خود عشق و ایمان آفریده
او از برای شیعیان جان آفریده
بر درد ما دارو و درمان آفریده
او در كویر دل گلستان آفریده

او از خدا تقدیم ما ایرانیان شد
ایران ما هم تاج فخر این جهان شد

یاد آور كرب و بلا صحن و سرایش
 عزت به او داده بدون شك خدایش
شاهان عالم ریزه خوارند و گدایش
چشم امید ما به الطاف و عطایش

هم ریزه خوار سفره ی احسان اوئیم
هم تا قیامت بر سر پیمان اوئیم

شكر خدا ما زائران كوی اوئیم
ما جملگی دلدادگان كوی اوئیم
از جان و دل ما عاشقان كوی اوئیم
مستیم و جمله می كشان كوی اوئیم

در مقدمش شادیم و سرگرم سروریم
شاكر به درگاه خداوند غفوریم 



نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اسیر غصه و دردم به بند تنهایی
گذشت عمر من آقا، چرا نمی آیی؟

بدون تو همه دنیاست تار و ظلمانی
تو نور هستی و تو روشنای دنیایی

برای دیدن روی تو چشم می خواهم
تو نور چشمی و گرمای قلب شیدایی

همیشه ورد لبم آیه های قران است
قسم به عشق به آیات وحی معنایی

گرفته رود ز چشم تو آب ای دریا
كه رود آب بنوشد ز چشم دریایی

به شوق كوی تو مرغ دلم به پرواز است
تو سرو باغ بهشتی، تو  یاس زهرایی

تمام دفتر شعرم پر است از نامت
به خط فارسی و شیوه ی چلیپایی

تو رهنمایی و گم كرده ام تو را عمریست
بیا كه بی تو روم رو به سوی رسوایی

ز پا فتاده ام آقا تو دست گیرم باش
امید من تویی و سروری و مولایی

نفس كشیدن من بی تو هست جان كندن
بیا بیا كه تو هم جان و هم مسیحایی

تو  در كنار منی پس چرا ز من دوری؟
نكرده طرح كسی اینچنین معمایی؟

گذشت با غم هجر تو گر چه امروزم
امید وصل تو دارم به صبح فردایی


نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تمام عمر را سرگرم جمع و ضرب و تقسیمیم
به فكر جمع مال و ثروت از هر راه و تصمیمیم

برای مستمندان با تكبر فخر بفروشیم
ولی هر جا توانمندی است آنجا گرم تعظیمیم

برای آن كه افزائیم ما سرمایه ی خود را
همیشه فكر طرح و نقشه و الگو و ترسیمیم

اگر چه خود نفهمیدیم هرگز حكمی از دین را
برای دیگران اما به فكر درس و تفهیمیم

تمام عمر از ما كار نیكویی نزد سرهیچ
برای ثبت كارنیك خود اوراق تقویمیم

همیشه دیگران را خوار و كوچك كرده ایم اما
برای خود تقاضامند هر تعظیم و تكریمیم

عبادت های ما كم رنگ و كار نیك ما اندك
طلب كار از خدائیم و به فكر باغ و تسنیمیم

به وقت خواندن قران تدبر كار نیكویی است
چو می خوانیم ما قران به فكر لحن و تنغیمیم

همه شب تا سحر در بزم شادی میهمان بودیم
ولی غافل كه روزی میزبان ختم و ترحیمیم

بهشت جاودان حق مسلمان زادگی ماست !
مسلمان زاده هستیم و مسلمانیم و تسلیمیم !



نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


در ظلمت شب منتظران سحریم
در آرزوی شنیدن یك خبریم

بی روی تو روز ماست همچون شب تار
عمریست كه روز و شب تو را منتظریم
---

ما تشنه لبان جرعه ای دیداریم
از دوری تو ز دیده خون می باریم

گفتند كه می رسی به زودی از راه
مشتاق شنیدن چنین اخباریم
---
عجل لولیك الفرج شده ورد لبم
از دوری تو همیشه در تاب و تبم

باید كه ز درد دوریت می مردم
از این كه هنوز زنده ام در عجبم
---
درآتشیم ازغم درد فراق تو
تو عشق ما و ما همه دراشتیاق تو

عشق است سال بعد در ایام اربعین
تا كربلا پیاده روی به اتفاق تو
---
نشانه ای ز حضورت در این حوالی نیست
به جز فراق تو آقا مرا ملالی نیست

بیا بیا كه دلم از فراق تو خون است
مپرس حال مرا چون كه بی تو حالی نیست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وقتی خدای عشق تو را صادق آفرید
ما را به عشق حضرت تو عاشق آفرید

از راه لطف و مرحمت و مهربانی اش
ما را به مهر روی شما شایق آفرید

شایستگی است لازمه ی جعفری شدن
ما را ز روی لطف، خدا لایق آفرید

ما شیعه ایم و شاکر خلاق سرمدیم
زیرا که رهبری چو شما، خالق آفرید

تو صادقی و نطق تو آرامش دل است
با ما سخن بگو که تو را ناطق آفرید

ما ازل به عشق شما مبتلا شدیم
حالا نه بلکه عشق تو را سابق آفرید

مدیون توست شیعه الی یوم یبعثون
زیرا برای شیعه تو را صادق آفرید


نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

از دم روحانی ات روح صداقت جان گرفت
آسمان دیده ها ابری شد و باران گرفت

ای گل باغ ولا و معنی ام الكتاب
جوشد از دریای علم بیكرانت درّ ناب

از نفس هایت خدا علم الیقین را آفرید
عاشقی كردی خدا آداب دین را آفرید

هر كجا گفتی سخن، بر تو ارادت داشت علم
در كلام نافذت رنگ هدایت داشت علم

عید میلادت برای شیعه عید اسعد است
روز میلاد تو روز جشن آل احمد(ص) است

ای سراپای تو نورانی ز علم و معرفت
تو سراپا فضلی و جود و كمال و منزلت

علم و دانش از شما پیوسته در قد قامت است
گفته های تو خدا را معجزات و آیت است

ای صفات تو صفات حضرت رب رحیم
ترجمان تك تك آیات قران كریم

آمدی تا آبرو بخشی به ایمان و یقین
شرح و تفسیری تو بر آیات قران مبین

درس توحید و نبوت را به ما آموختی
عدل را درس عدالت را به ما آموختی

قبله گاه و مقتدای شیعیانی ای امام
كعبه باشد روز و شب گرد شما در استلام

آشنا وقتی كه ما با معنی عاشق شدیم
 از سر شوق و رضا ما شیعه ی صادق(ع) شدیم

مكتب تو مكتب اسلام و شیعه پروری است
راه و رسم و شیوه ی تو شیوه ی پیغمبری است

علم تو سرچشمه اش علم خدای كبریاست
راه تو راه محمد(ص) راه و رسم انبیاست

دین و قران را حیات و زندگی بخشیده ای
شیعیان را عزت و بالندگی بخشیده ای

از دم گرم شما آیات قران جان گرفت
حضرت حق با شما از آدمی پیمان گرفت

رهنما و رهبر و مصباح راه شیعیان
شیعیان مانند جسمند و شما مانند جان

مومنان درس بصیرت از شما آموختند
رهروان حق، طریقت از شما آموختند

ای چراغ روشن راه سعادت پیشگان
ای مرام تو مرام ما ولایت پیشگان

صادقی و نام تو شیرین تر از شهد و عسل
روی قلبم حك شده نام تو از روز ازل

شیعه ی آل علی(ع) هستیم از عهد كهن
شكر حق گوئیم تا وقتی رود بر تن كفن 



نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای عقل کل کنار تو کامل شدیم ما
دیوانه ات شدیم که عاقل شدیم ما

ما را گدای درگه تو آفریده اند
یا رب سپاس چون همه سائل شدیم ما

ما را تمایلی به جز از آل تو نبود
گشتیم سرفراز چو مایل شدیم ما

ای آن که سیره ات همه درس عدالت است
با پیروی ز توست که عادل شدیم ما

ای ناخدای کشتی اسلام و مسلمین
با یاری تو راهی ساحل شدیم ما

هرجا که بود ابرهه ای بر روی زمین
یک باره بر سرش همه نازل شدیم ما

یا ایها الرسول(ص) فقط امر امر توست
امر مطاع  توست که عامل شدیم ما

لطف خداست اینکه همه شیعه ی توئیم
صد شکر شیعه ی تو گشته و قابل شدیم ما


نوع مطلب : حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اشک شوق از چشم جبرائیل ها جاری شده
پیش پایش خون اسماعیل ها جاری شده

در مدیحش نطق اسرافیل ها جاری شده
رو به سویش سیل میکائیل ها جاری شده

خاتم پیغمبران یعنی محمد (ص) آمده
اسوه ی تقوا، امیر عشق احمد(ص) آمده

آری آری انتخاب حی سرمد آمده
پیک شادی از فراز عرش ایزد آمده

 چشم تا بگشود دنیا را گلستان کرده است
با نگاهی قلب ها را پر ز ایمان کرده است

 وحی و تنزیل است و خود تفسیر قران کرده است
فصل ها را یک به یک فصل بهاران کرده است

از قدومش شام ظلمت نور باران می شود
غصه خواهد رفت و شادی ها فراوان می شود

دردها ازیمن این میلاد درمان می شود
بر لب غمدیدگان هم خنده مهمان می شود

کوچه ی دل را بیا تا ما چراغانی کنیم
خانه ی دل را پر از انوار رحمانی کنیم

خویش را در پیش پای دوست قربانی کنیم
می رسد از راه او تا ما مسلمانی کنیم

از می ناب رسالت مست مستم کرده است
مست مست از جرعه ی ناب الستم کرده است

او نبی الله است اما می پرستم کرده است
نیست بودم با قدوم خویش هستم کرده است

باغ ها از یمن میلادش شکوفا می شود
هر نفس از حضرتش صدها مسیحا می شود

ماه و خورشید و فلک محو تماشا می شود
حضرت جبریل هم غرق تمنا می شود

طاق کسری بشکند، بت های عالم واژگون
تخت و تاج پادشاهان جهان هم سرنگون

علم کاهن ها و سحر ساحران باطل کنون
می شود خاموش آتشگاه ها بعد از قرون

از قدومش لاله باران می شود خاک زمین
می شود روشن قلوب مردم از نور یقین

خالق احمد(ص) به خود گوید هزاران آفرین
سر ز پای خویش نشناسد دگر روح الامین

می کند ام القرا بر آفرینش نازها
خالق هستی بگوید با محمد(ص) رازها

هر ملک بالای مکه می کند پرواز ها
آخرین پیغمبر آمد، اول آغاز ها

احمد(ص) است و جان و جانان تمام انبیاست
رحمه للعالمین بر اهل عالم رهنماست

 انتخاب ویژه حق است یعنی مصطفاست
نام او بر دردهای مردم دنیا دواست

بنده ی حق است و بر دلها خدایی می کند
خلق را سوی سعادت رهنمایی می کند

اوست اکسیر و مس جان را طلایی می کند
تا قیامت مومنان را مقتدایی می کند

تا نفس باقی است نامش ورد لبهای من است
تا قیامت راه شیعه از قدومش روشن است

ما همه جسمیم و او ما را چو جانی در تن است
عالم هستی به یمن مقدم او گلشن است



نوع مطلب : حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 14 آبان 1398

شعله ها تا به آسمان می رفت، بود زهرا (س) به پشت در آن روز
میخ در می شکافت سینه ی او، شد شکسته یکی گهر آن روز

چند نامرد بی خبر ز خدا با لگد در زدند و در بشکست
سوی در رفت دخت پیغمبر(ص)، جان او بود در خطر آن روز

دخت پیغمبر خدا(ص) می خورد، سیلی از دشمن خدا و رسول(ص)
صورتش گشته بود نیلی رنگ، دست او نیز بر کمر آن روز

بین کوچه به زیر مشت و لگد، دختر خاتم النبین (ص) بود
بار شیشه به دوش زهرا(س) بود دشمنش نیز پر شرر آن روز

پدری را به زور می بردند، مادری را میان کوچه زدند
شاهد ماجرای کوچه ی غم، از قضا بود یک پسر آن روز

سوی مسجد که می کشانیدند قبله ی اهل آسمان ها را
دخت پیغمبر خدا(ص) چون کوه بر امیر عرب سپر آن روز

باغ اسلام سوخت در آتش، شاخه ها یک به یک شکسته شدند
از درختی که با صفا تر بود ناگهان ریخت برگ و بر آن روز

چون شکستند قامت خورشید، روز تاریکتر شد از شب تار
روز شیعه چقدر شد تاریک،شب دیجور بی سحر آن روز

ضربه ی در شکست پهلو را، میخ در کرده سینه را مجروح
طاقتی طاق شد ز غصه و غم، شد کمان قامت قمر آن روز

بسته بار سفر انیس علی(ع)، و علی(ع) مانده یکه و تنها
 او برای بیان راز دلش، چاه را داشت در نظر آن روز

شد به نفرین حضرت زهرا(س)، مبتلا آن که زد به در آتش
دل زهرا(س) شکسته بود از غم، سوز آهش چه پر اثر آن روز ...



نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

قبله ی دلهای ما صحن و سرای رضاست
ورد لب شیعیان مدح و ثنای رضاست

خون دل شیعه از چشمه ی چشمش روان
دست عزا بر سر از داغ عزای رضاست

بی گل روی رضا(ع)گلشن دین بی صفاست
زینت گلزار دین عشق و صفای رضاست

هر طپش قلب ما هست به عشق رضا(ع)
جان و تن شیعیان جمله فدای رضاست

زائر کوی رضا(ع) زائر عرش خداست
چون که حریم رضا(ع) عرش خدای رضاست

درد دوا می شود در حرم قدسی اش
مرهم درد بشر چونکه دوای رضاست

خیمه ی دلهای ما سوخته از داغ او
این دل ویران ما کرب و بلای رضاست

هست دل شیعه از معرفتش چون طلا
در تن ما جای دل خشت طلای رضاست

هرچه طلب کرده ام داده به اذن خدا
دار و ندارم همه جود و سخای رضاست

تاج شهنشاهی هر دو جهان بر سرم
پادشه عالم است آنکه گدای رضاست

شیعه ام و نام من تا به ابد زنده است
هست فنا ناپذیر آن که فنای رضاست

چون که رضای خدا هست رضای رضا(ع)
کوشش ما شیعیان جلب رضای رضاست



نوع مطلب : امام رضا علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic