اشك شفق
سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام

چشم بستی شد جهان محروم از آن دیدارها
باغها خشکیده و پژمرده شد گلزارها

انتخاب ویژه ی باریتعالی بوده ای
انتخاب حق برای بهترین کردارها

رفتی و زهرا(س) و حیدر(ع) را به غم کردی اسیر
می رسد آوای غم پیوسته از نیزارها

رنگ شادی بعد تو هرگز ندیده این جهان
نیست کالایی به غیر از غصه در بازارها

همدم شیر خدا شد چاه بعد از رفتنت
راز دل با چاه عنوان کرد حیدر(ع) بارها

از در و دیوار، زهرا(س) خاطراتی تلخ داشت
چون که شد پهلو شکسته از در و دیوارها

عالم هستی پس از تو رفت در خوابی گران
نام انسان حذف شد از دفتر بیدارها

بی وفایان عهد بگسستند و پیمان ها شکست
ضربه ها اسلام خورده از همین اغیارها

عده ای اسلام را وارونه معنا کرده اند
کرده اند اسلام را نابود این دین دارها

بی حیایی بر رخ زهرای تو سیلی زده
صورت زهرا(س) شده نیلی از این رفتارها

قلبهای دشمنان گویی که از سنگ است و چوب
یا که از بار گنه پر گشته از زنگارها

خانه را آتش زدند و ماند زهرا(س) پشت در
دخترت آزرده شد از ضربت مسمارها

گر تقاضایت مودت بود با آل رسول
خاندان تو ز امت دیده اند آزارها

غصب شد حق علی(ع) و فاطمه(س) بعد از شما
دین و ایمان ضربه ها خورده از این کردارها

دست بسته سوی مسجد برده شد شیر خدا
تا نماند رنگی از دین بعد از این اجبارها

شد بنای دین و ایمان مثل یک ویرانه ای
 بی نتیجه ماند سعی و کوشش معمارها

چشم در راهیم که آید یوسف زهرای تو
تا کند با دشمنان دین حق پیکارها

تا شود اسلام و دین آباد با دستان او
تا نماند هیچ آثاری از این آوارها

صبح نزدیک است می آید عزیز فاطمه(س)
بار دیگر می دهد رونق به این گلزارها



نوع مطلب : حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

گریه کن گریه که آمد اربعین
باز هم رنگ عزا دارد زمین

رنج و درد و ناله و ظلم و ستم
تاول و زخم زبان و آه و غم

یک بیابان ناله یک دنیا عزا
کودکان و ناله ی واحسرتا

هر چه بادا باد با حالی غمین
شرح کوتاهی دهم بر اربعین

اشک و آه و اضطراب کودکان
ناله ی جانسوز هر پیر و جوان

راه طولانی و درد و رنج وغم
سیلی و شلاق و بیداد و ستم

بر سر نیزه سر خورشید و ماه
پای نیزه ناله و افغان و آه

عرض حالی با برادر داشتن
پرچم اسلام را افراشتن

یک حسین(ع) و یک جهان دل نزد او
یک برادر بی نهایت آبرو

نذر چشمان ابوالفضل(ع)رشید
اشک چشم خواهری،مویی سپید

آه و درد و ناله های زینبی
بر سر نیزه سر سرو سهی

روزها تاریک و ظلمانی شدن
هرچه آبادی است ویرانی شدن

برگ و بار باغ از غم سوختن
آتشی در سینه ها افروختن

عشق بازی با خداوند جلیل
سر به فرمان خدا مثل خلیل

یاد ها و خاطرات تلخ راه
روی نیزه دم به دم سمت نگاه

ناخدای کشتی طوفان زده
یک جهان غم یک جهان ماتمکده

اشک و آه و ناله های جانگزا
سنگ خوردن در میان کوچه ها

راه رفتن پا برهنه روی خاک
سر روی نیزه بدن ها چاک چاک

برگ ریزان بود و گلها ریختند
ماه را بر شاخه ها آویختند

عاقبت آمد خزان ای دوستان
چیده شد گلهای سرخ بوستان

یاری اسلام قران کرده اند
بذل جان در راه ایمان کرده اند

نهضت اسلامیان جاوید باد
یاء و سین و کهیعص


نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حسین(ع)عزیز فاطمه(س) هستی من فداته
خیلی خوشم جان و دلم زائر کربلاته

هر قدمی بر می دارم می بینمت رو نیزه
نگاه معصومانه ات به پای زائراته

هر تاولی که می زنه به پای زائرانت
نمادی از مصیبتهای سخت بچه هاته

هر موکبی که رفتم و آب و غذایی خوردم
عشق حقیقی را دیدم که بین عاشقاته

یه زائری که پا نداشت کشون کشون می اومد
می گفت حسین فاطمه(س)آرزو من رضاته

یه زائری هر دو تا چشمش نابینا بود اما
می گفت که عشق من فقط حرم با صفاته

یه زائری به یاد تو آب نمی خورد توی راه
آقای من زائر تو ببین چه جور فناته

هر جا به مشکل می خوریم داد می زنیم یا حسین(ع)
نام قشنگت آقا جون حلال مشکلاته

شهید راه حق شدی با لب تشنه آقا
چشمه ی چشم زائرات که دجله و فراته

حضرت عباس(ع) و بگو باز کنه در به رومون
اذن دخول حرمت تو دستای کاکاته

خاکای کفش زائرات دوای صدتا درده
این جور مریض شفا دادن فقط ز معجزات

مریضای جواب شده از تو شفا می گیرند
شفای دردای بشر تو گنبد طلاته

زقتل تو حرارتی در دل مومنین است
که سرد و خاموش نمی شه این قدرت خداته

فرق علی(ع) شکسته شد ز شدت عدالت
عالم هستی به فدات که رهبرت باباته

همه میخوان فدات بشن تا که بقا بگیرند
خلاصه هر زائر تو یه جوری مبتلاته

ما از نجف تا کربلا تاول زده پاهامون
آقا خودت برو به شام رقیه(س)چشم به راته



نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نی ناله کن که ماه محرم تمام شد
عیش و سرور تا به قیامت حرام شد

در زیر نیزه ها شده مدفون تن حسین(ع)
در گرد پیکرش بنگر ازدحام شد

راس حسین(ع) کعبه حاجات زینب(س) است
زینب (س) کنار کعبه و در استلام شد

در بند ظلم، آل علی(ع) در اسارتند
یک کاروان عزا به سوی شهر شام شد

از هر دیار و شهر که این کاروان گذشت
سرها نشان سنگ ز هر پشت بام شد

نی ناله کن که جمع نوامیس اهل بیت(ع)
در معرض نگاه خواص و عوام شد

زینب(س) اسیر  بند غم بی برادری است
یک عمر داغ و درد و غم او را طعام شد

آمد به گوش نغمه ی قران ز روی نی 
قران بخوان که شب شب قدر صیام شد

باید که داد هستی خود را برای دین
از کربلا به شیعه خطاب این پیام شد

نی ناله کن که سوخت سراپای ملک دین
زان آتشی که شعله کشان از خیام شد

در پای نیزه زینب(س) مظلومه خون گریست
چون روضه خوان بزم عزایش امام شد

از منبر غدیر محرم شروع شد
بالای نیزه ماه محرم تمام شد 




نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


جبریل نشسته سر بازار رقیه(س)
عیسای نبی هست خریدار رقیه(س)

پوشیده به تن رخت عزا حضرت موسی(ع)
با نوح نبی هر دو عزادار رقیه(س)

ایوب ز کف داده شکیبایی خود را
زد دست عزا بر سر و شد زار رقیه(س)

در عرش الهی به دو صد شوق ملائک
 پروانه صفت بر خط پرگار رقیه(س)

چون شوق ملاقات رقیه(س) به سرش بود
   با سر پدرش آمده دیدار رقیه(س)

عباس(ع) که افتاده دو دستش به روی خاک 
سر بر سر نی گشته علمدار رقیه(س)

جان داد که آئین خدا زنده بماند
آئین خداوند بدهکار رقیه(س)

از عطر خوشش عالم هستی شده گلبو
فردوس گل گلشن و گلزار رقیه(س)

از نور وجودش شده روشن همه عالم
خورشید شعاع مه رخسار رقیه(س)

با این همه فضل و کرم و لطف و عنایت
هستند گروهی پی انکار رقیه(س)

«با آل علی(ع) هر که در افتاد ور افتاد»
بنگر که خدا هست نگهدار رقیه(س)




نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یك بار دگر دلم هوایی شده است
تا اوج فلك رفته خدایی شده است

همراه تمام سینه سوزان جهان 
با پای پیاده كربلایی شده است
---
ویرانه شبی بزم عزاداری شد
اطفال یتیم كارشان زاری شد

می خواند رقیه(س) روضه ی بابا را
از چشم فلك چشمه ی خون جاری شد
---
كار من و دل بی سر و بی سامانی است
از موج بلا و غم دلم طوفانی است

من بهر پدر سفره ی دل بگشایم
چون دست تهی و شب شب مهمانی است
---
با درد و غم و بلا مدارا كردند
بزم غم و درد و رنج برپا كردند

اسلام نبی به دستشان احیا شد
آنان همگی كار مسیحا كردند
---
سیمای پدر را چه تماشا می كرد
با راس پدر، رقیه(س) نجوا می كرد

سرّی است نهان در سر خونین پدر
 در نیمه ی شب حل معما می كرد



نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

گریه كمتر كن كه هنگام سحر خواهد رسید
بعد از این ظلمت تو را قرص قمر خواهد رسید

بعد عاشورا اگر ایام تلخی داشتی
غم مخور ایام چون شهد و شكر خواهد رسید

ای كه پاهای تو شد آزرده از خاشاك دشت
بهر پاهایت دوایی مختصر خواهد رسید

عمه می گوید كه بابای تو باشد در سفر
گریه كمتر كن كه بابا از سفر خواهد رسید

بی خبر هستی اگر از حال بابا غم مخور
هاتفی با كوله باری از خبر خواهد رسید

گریه كمتر كن كه بابا می شود مهمان تو
رو به استقبال چون آسیمه سر خواهد رسید

بسكه دارد شوق دیدار تو را بابای تو
جای با پا آمدن با سر پدر خواهد رسید

راس بابای تو را در یك طبق می آورند
چون سری ارزنده تر از صد گهر خواهد رسید

بوده آن سر بر سر نی گر نشان سنگها
در طبق ایمن ز هر خوف و خطر خواهد رسید

چون كه سیلی خورده ای در پیش چشمش بارها
اشك او را پاك كن، با چشم تر خواهد رسید

گاه بوده در تنور و گاه هم در طشت زر
خورده چوب خیزران در طشت زر خواهد رسید

راس بابا را نوازش كن در این ساعات شب
صبح نزدیك است و هنگام ظفر خواهد رسید



نوع مطلب : سایر موضوعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic