اشك شفق
سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399

جان به قربان تو ای دلبر رویایی من
یاد تو صبح و مسا مونس تنهایی من

قبله گاه منی و بی تو ندارم خور و خواب
دین و دنیای منی یار تماشایی من

بی تو امروز گرفتار جهنم شده ام
وعده ی حق تویی و جنت فردایی من

طاقتم طاق شده از غم هجران رخت
رفته از کف دگر آن صبر و شکیبایی من

طعنه بشنیده ام از دشمن و از دوست مدام
دم زدن از تو شده باعث رسوایی من

دانه ای بودم و با عشق تو دردانه شدم
عشق تو شد سبب رشد و شکوفایی من

دم گرم تو مرا داده حیات ابدی
ای مرا روح و روان روح مسیحایی من

یوسف فاطمه(س) هستی و گل باغ بهشت
خوبتر از همه ای ای گل زهرایی من



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نگاهم كن، ببین یابن الحسن(عج) احوال زارم را
ببین از درد دوری چشمهای اشكبارم را

ببین آقا ز درد دوریت بیخود شدم از خود
غم دوری تو برده ز كف صبر و قرارم را

به مانندم كسی از جام هجرانت ننوشیده
كه من عمریست می نوشم غم هجران یارم را

اگر سر زد خطایی از من عذرم را پذیرا باش
ز هجران تو از كف داده ام چون اختیارم را

بدون روی تو دنیا برایم چون جهنم شد
ببین بی روی تو تاریك چون شب روزگارم را

شب و روزم چنان آمیخته شد با هم آقا جان
كه گم كردم میان روز و شب، لیل و نهارم را

من آن آئینه ای هستم  كه گردیدم غبار آلود
بیا و با نگاهی پاك كن گرد و غبارم را

ببین آقا ز درد هجر تو پیوسته می نالم
بیا آقا تسلی ده تو حال ناگوارم را

من آن صفرم كه بی رویت پشیزی هم نمی ارزم
اگر باشی كنارم باز یابم اعتبارم را

بهارم بی گل رویت فقط رنگ خزان دارد
گل زهرا(س) بیا تا رنگ و رو بخشی بهارم را

اگر روزی رسیدی و نبودم من در این دنیا
ز گرد كفشهای خود بده زینت مزارم را 



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شمایل تو بدیدم بهار یادم رفت
ز دل ربودن تو  گلعذار یادم رفت

چنان ز دیدن تو مست و شادمان گشتم
كه حال مست و خراب و خمار یادم رفت

ز بس كنار تو حالم خوش است و خوش بختم
گذشت عمر و غم روزگار یادم رفت

نگاه من به نگاه تو چون كه خورد گره
قسم به عشق دگر اختیار یادم رفت

تو را بدیدم و شد عقل و هوش از سر من
به عشق روی تو صبر و قرار یادم رفت

همیشه موقع شادی هوار باید كرد
ز شوق روی تو داد و هوار یادم رفت

دلم ز بار گنه سالهاست زنگاری است
تو را بدیدم و گرد و غبار یادم رفت

اگر چه در همه ی عمر منتظر بودم
ز دیدن رخ تو انتظار یادم رفت

ز هجر روی تو یك عمر زار نالیدم
ز وصل روی شما چشم زار یادم رفت



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زمستان است سرمای فراق یار سوزاندم
غم هجران آن دلدار مه رخسار سوزاندم

شنیدم وصف خال روی او بیمار گردیدم
نكرد او چون عیادت از من بیمار سوزاندم

ز درد دوریش وقتی تنم در شعله ی تب بود
تنم می سوخت در آتش ولی تبدار سوزاندم

شدم در خواب تا شاید ببینم روی ماهش را
نیامد چون بخوابم، او به شام تار سوزاندم

شدم هر صبح بیدار و ندیدم روی زیبایش
نشد دیدار چون حاصل، مرا بیدار سوزاندم

تمام لحظه هایم هست تكراری و جانفرسا
مرا هر روز و هر لحظه از این تكرار سوزاندم

اگر رخ می نمود او چیزی از او كم نمی گردید
نمی دانم چرا با وعده ی دیدار سوزاندم

گهی از درد هجران و گهی با وعده دیدار
مرا با شیوه ی هنجار و ناهنجار سوزاندم

نشستم بر سر راهش میان كوچه و بازار
مرا اما میان و كوچه و بازار سوزاندم

شنیدم مادرش زهرا(س) میان كوچه سیلی خورد
حدیث كوچه و میخ در و دیوار سوزاندم

علی(ع) را دست بسته سوی مسجد می كشانیدند
خبر تلخ است عمری این چنین اخبار سوزاندم

قدم هایم، نفس هایم همه با یاد دلدار است
نخواهم كند از او دل گر غمش بسیار سوزاندم

مرا فردا اگر در آتش دوزخ بسوزانند
ندارم غم كه او هر لحظه ای صد بار سوزاندم



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اباصالح(عج) التماس دعا چشم امید ما به دست توست
ابا صالح(عج) التماس دعا شیعه مست از آن چشم مست توست

تو را جان مادرت زهرا(س)
ابا صالح(عج) التماس دعا

ابا صالح(عج) التماس دعا یاد از پا افتادگان هم باش
ابا صالح(عج) ما گرفتاریم یاد جمع بیچارگان هم باش

گره تو از كار ما بگشا
ابا صالح(عج) التماس دعا

اباصالح(عج) التماس دعا درد ما را درمان تویی آقا
اباصالح(عج) التماس دعا هجر ما را پایان تویی آقا

وصال تو گشته چون رؤیا
ابا صالح(عج) التماس دعا

اباصالح(عج) التماس دعا بی تو دلهای شیعیان خون است
اباصالح(عج) التماس دعا بی تو دیده ی ما رود جیحون است

ز خون دل دیده ها دریا
ابا صالح(عج) التماس دعا

ابا صالح(عج) التماس دعا بی تو این دنیا سرد و خاموش است
بیا كه شیعه برای قربان شدن در پایت كفن پوش است

به قربان تو  همه سرها
ابا صالح(عج) التماس دعا

اباصالح(عج) التماس دعا ما به درد هجران گرفتاریم
اباصالح(عج) التماس دعا ما ز درد هجر تو بیماریم

دوایی آقا به درد ما
ابا صالح(عج) التماس دعا

اباصالح (عج) التماس دعا دوریت آتش زد به جان ما
ابا صالح(عج) التماس دعا تو برای فرج هم دعا فرما

بیا دیگر ای گل طه
ابا صالح(عج) التماس دعا

ابا صالح(عج) التماس دعا ما همه محتاج دعا هستیم
ابا صالح(عج) التماس دعا ما به عشق تو مبتلا هستیم

تو ای بر آیات حق معنا
ابا صالح(عج) التماس دعا

اباصالح(عج) التماس دعا آیه های خدا را تلاوت كن
تو با صوت دلنشین خودت شیعه را لبریز از رضایت كن

به یاد آن ظهر عاشورا
ابا صالح(عج) التماس دعا 



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیدی یابن الحسن(عج) مولا گرفتار توایم
تا نفس باقی است آقا جان بدهكار توایم

ای كه هستی ذكر تسبیح تمام شیعیان
 از سر شوق و ارادت ما هوادار توایم

یوسف مصر وجودی و دل از ما برده ای
 تو بیا بیرون ز چاه آقا خریدار توایم

سیدی یابن الحسن(عج) با آن كه مدیون توایم
من نمی دانم چرا پس ما طلبكار توایم

 جای آن كه زینت آل علی(ع) باشیم ما
با گناه و معصیت ها مایه ی عار توایم

جای آن كه باری از دوش تو برداریم ما
ما وبال تو شدیم و جمله سربار توایم

جای آن كه مرهمی باشیم بر درد شما
سیدی یابن الحسن(عج) مشغول آزار توایم

الگوی رفتار ما، كردار نیكوی تو نیست
ما فقط دلدادگان ماه رخسار توایم

زینت گلزار آل الله یابن الفاطمه(س)
ما برای چیدن گلها به گلزار توایم

دم زدن از تو اگر نفعی برای ما نداشت
با دلیل و منطق خود فكر انكار توایم

سیدی هستی تو یك آئینه ی ایزد نما
ما مسلمانان ولی مانند زنگار توایم

در ظهور خود مكن تعجیل یابن العسكری(عج)
ما چگونه با چنین وصفی سزاورا توایم



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چشمه چشمه ز چشمه ی چشمم، چشمه و چشمه سار می ریزد
اشك از چشمه سار چشمانم مثل ابر بهار می ریزد

خون دل از دو چشم من جاری، دامن از اشك چشم چون دریا
این همه اشك چشم و خونابه در فراق نگار می ریزد

سوختم مثل شمع و آب شدم،ای عجب پس چرا كباب شدم
مثل اشك كباب از چشمم، اشك بی اختیار می ریزد

باغ و گلزار بی رخش گلخن، زندگی هم بدون او مردن
باغبانا ببین كه از چشمم، اشك بر جویبار می ریزد

همه ی هستی ام به قربانش، همه عالم فدای چشمانش
ذوالفقارعلی(ع) به دستانش، عشق از ذوالفقار می ریزد

نه فقط من به او سپردم دل، به در خانه اش شدم سائل
همه دل ها به سوی اومایل، دم به دم جان نثار می ریزد

ماه پنهان كه برده دل از ما،هست بر آیه های حق معنا
باغ و بستان حسد برد بر او، لاله ها شرمسار می ریزد

سوختم از غم فراق رخش، راه ما روشن از چراغ رخش
گرد شمع رخ ندیده ی او، شیعه پروانه وار می ریزد

بی رخش راحت و قراری نیست، بر خزان بشر بهاری نیست
بر سری سرو سایه داری نیست، اشك ها بیقرار می ریزد

روز و شبها صدا زدیم او را، ما به هرجا صدا زدیم او را
گر نیاید امید محرومان، آبرو بی شمار می ریزد



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اسیر غصه و دردم به بند تنهایی
گذشت عمر من آقا، چرا نمی آیی؟

بدون تو همه دنیاست تار و ظلمانی
تو نور هستی و تو روشنای دنیایی

برای دیدن روی تو چشم می خواهم
تو نور چشمی و گرمای قلب شیدایی

همیشه ورد لبم آیه های قران است
قسم به عشق به آیات وحی معنایی

گرفته رود ز چشم تو آب ای دریا
كه رود آب بنوشد ز چشم دریایی

به شوق كوی تو مرغ دلم به پرواز است
تو سرو باغ بهشتی، تو  یاس زهرایی

تمام دفتر شعرم پر است از نامت
به خط فارسی و شیوه ی چلیپایی

تو رهنمایی و گم كرده ام تو را عمریست
بیا كه بی تو روم رو به سوی رسوایی

ز پا فتاده ام آقا تو دست گیرم باش
امید من تویی و سروری و مولایی

نفس كشیدن من بی تو هست جان كندن
بیا بیا كه تو هم جان و هم مسیحایی

تو  در كنار منی پس چرا ز من دوری؟
نكرده طرح كسی اینچنین معمایی؟

گذشت با غم هجر تو گر چه امروزم
امید وصل تو دارم به صبح فردایی


نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یك طرح نو، یك حرف تازه یك عدد خودكار
یك برگ كاغذ، یك غزل، یك چشمه، یك گلزار

دو چشم  پر شوق و یكی قلب پر از امید
دستی به سوی آسمان، شب تا سحر بیدار

یك جانماز و مهر با صد دانه ی تسبیح
با یك مفاتیح الجنان، یك یار، یك دلدار

یك جلد قران مجید و شاخه های گل
در یك شب رویایی و همرنگ با ابرار

یك آینه یك قلب پاك و ساده، یك توفیق
توفیق  می خواهم  فقط توفیق یك دیدار

گر پرده بردارد ز رخ دلدار در آن شب
هوش از سر من می برد دیدار آن رخسار

من با همین رویا خوشم در هر شب از عمرم
شب های من شد طی همیشه با همین افكار



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

معنای عشق و شوق و لطافت تویی ... همین
سر تا به پای شور قیامت تویی ... همین

با یاد روی تو چه خوش احوال می شوم
انگار ترجمان سلامت تویی ... همین

می بارد از كرانه ی چشمان تو امید
گویی كه آسمان كرامت تویی ... همین

صدق و صفا یكی ز هزاران صفات توست
مهر و صفا و صدق و صداقت تویی ... همین

گر می زنند لاف رفاقت تمام خلق
آقا یگانه مرد رفاقت تویی ... همین

ای آن كه هست بر سر تو تاج بندگی
شایسته ی مقام  امامت تویی ... همین

گر می چكد ز غنچه ی لبهای تو عسل
شكر لب و در اوج ملاحت تویی ... همین

پاكی تو از خطا و گناه و از اشتباه
یعنی یكی ز خاندان طهارت تویی ... همین

با نغمه ی حجاز بخوانم مدیح تو
لحن خوش و كمال قرائت تویی ... همین

 مولای مومنانی ومهجور مانده ای
قران تویی كتاب هدایت تویی ... همین

ای ترجمان وحی تو هستی نوای عشق
اوج و فرود و شور تلاوت تویی ... همین 



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 23 خرداد 1398

كاش در معجم من واژه ی ای كاش نبود
كاش اسرار دلم پیش كسی فاش نبود

كاش نام گل زهرا(س) به لبم گل می كرد
نام او كاش فقط نقش روی آش نبود

كاش می آمد و من محو جمالش بودم
نقش او سوژه نقاشی نقاش نبود

دیده را فرش ره حضرت او می كردم
مثل من كاش كسی خادم و فراش نبود

كاش خاك كف كفشش به دو چشمم می ریخت
غیر من هیچ كسی كاش كه كفاش نبود

كاشكی می شدم از دیدن رویش خرسند
كاش چون شیعه كسی خرم و بشاش نبود

آرزوهای من ای كاش محقق می شد 
كاشکی در غزلم این همه "ای كاش" نبود


نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

من كه دارم با خدا پیوسته نجوا عاشقم
تا سحر هستم اگر غرق تمنا عاشقم

دارم از درد فراق یار در دل عقده ها
دامنم از اشك دیده گشته دریا عاشقم

من كه می جویم نشان از یار در هر باغ و راغ
یا كه سرگردانم و حیران به صحرا عاشقم

شیفته، دیوانه، وامق، واله و دلباخته
یا اگر مجنونم و مفتون و شیدا عاشقم

فاش شد اسرار پیدا و نهانم ای دریغ
گر شده اسرار من پیوسته افشا عاشقم

دم زدم از یار تا كارم به رسوایی كشید
در میان خلق هستم گر كه رسوا عاشقم

در میان خیل «تن ها»، مانده ام تنهاترین
گر كه هستم در جهان تنهای تنها عاشقم

اختران آسمان را می شمارم تا سحر
تا به سر دارم فقط شوق تماشا عاشقم

عشق را معنا و مفهوم است ماه فاطمه(س)
برده هوش از سر مرا آن ماه زیبا عاشقم

یوسف زهرا(س) دل و دین برده از من سال هاست
چون كه برده دل ز من فرزند زهرا(س) عاشقم

عشق وقتی شد الهی نیست پایانی بر او
تا هزاران سال بعد از صبح فردا عاشقم 



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تو دركنار من آرامشی و راحت جانم
تمام عمر من از دوری تو دل نگرانم

بیا بیا كه شدم پیر از فراق تو ای عشق
نمانده است به پیكر نه تابی و نه توانم

بیا كه درقدم تو فدا كنم سر و جان را
ز هجر روی چو ماهت، اسیر باد خزانم

نشانه های تو را جسته ام بگو تو كجایی؟
به جستجوی تو با پای سر همیشه دوانم

به احتمال تماشای چشم های قشنگت
همیشه خیره به چشم تمام رهگذرانم

شكسته قامتم از درد هجر روی چو ماهت
ز روی لطف نظر كن به قامت چو كمانم

گرفته سینه ی من از غم فراق تو آتش
ببین مرا كه چو آتشفشان در فورانم

شدم ز هجر تو مجنونترین میان مجانین
چنان كه شهره میان اهالی دو جهانم

غم فراق تو سخت است ای تو بود و نبودم
 بیا و از غم و درد جدائی ات برهانم



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398

هجران زمستان است، وصل اما بهار است
دیدار را عشق است و هجران ناگوار است

تعبیرهجران دوری دل هاست از هم
دل های ما كه خانه ی دربست یار است

عشق است اگرراضی شود دلدار از ما
وقتی كه ناراضی است وقت اعتذار است

سخت است اگر درد فراق یار اما
دوران سختی بگذرد وقت گذار است

چون كودكان باید ز درد هجر نالید
بهتر به حاجت می رسد طفلی كه زار است

باید كه برخیزیم گر جویای وصلیم
كوشش برای وصل شرط انتظار است

دلدار در آئینه ی دل جلوه دارد
آئینه ها اما پر از گرد و غبار است

چون لایق دیدار او چشمان پاك است
آن منتظر بهتر كه چشمش روزه دار است

باید كه پا درجای پای یار بگذاشت
پیمود هر كس راه او را رستگار است

دانی چرا حاصل نمی گردد وصالش
چشم انتظاری های ما تنها شعار است



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چشم به انتظار تو
هستی من نثار تو
 كشته ی ذوالفقار تو
بی دل و بی قرار تو

جام شراب می شوم
جرعه ی ناب می شوم
مست و خراب می شوم
بی دل و بی قرارتو

كوی به كوی می روم
تا لب جوی می روم
من همه سوی می روم
بی دل و بی قرار تو

ذكر شوم دعا شوم
پر از خدا خدا شوم
هیچ شوم فنا شوم
بی دل و بی قرار تو

من كه تو را ندیده ام
وصف تو را شنیده ام
از همه دل بریده ام
بی دل و بی قرار تو

شهره ی این جهان منم
باغ زده خزان منم
رفته ز كف عنان منم
بی دل و بیقرار تو

طالع من نگون شود
چشمه ی چشم خون شود
غم روی غم فزون شود
بی دل و بی قرار تو

رهبری و امام من
نمازی و صیام من
ای به شما سلام من
بی دل و بیقرار تو

اسیر هر ستم شوم
پر از غم و الم شوم
به عشق متهم شوم
بی دل و بی قرار تو

مهدی صاحب الزمان(عج)
تو ای امام مهربان
هستی من فدایتان
بی دل و بیقرار تو



نوع مطلب : حضرت امام زمان (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic